درجه ای از عُجب

... رتبۀ ديگر از عُجب آن است كه انسان خود را از مردم ديگر ممتاز بداند و بهتر شمارد به اصل ايمان از غير مؤمنين و به كمالِ ايمان از مؤمنين، و به اوصاف نيكو از غير متصفين و به عمل واجب و ترك محرّم از مقابل آن و به اتيان به مستحبات و مواظبت به جمعه و جماعات و مناسك ديگر و ترك مكروهات از عامۀ مردم خود را كامل‌تر دانسته و امتياز براى خود قائل باشد و اعتماد به خود و ايمان و اعمال خود كند و ديگر مخلوق را ناچيز و ناقص شمارد و به همه مردم به نظر خوارى نگاه كند و در دل يا زبان، بندگان خدا را سرزنش و تعيير كند. هر كس را به طورى از درگاه رحمت حق دور كند و رحمت را خاص خود و يك دسته مثل خود قرار دهد. صاحب اين مقام به جايى رسد كه هر چه عمل صالح از مردم ببيند به آن مناقشه كند و در دل در آن به يك نحو خدشه كند و اعمال خود را از آن خدشه و مناقشه پاك بداند. اعمال حسنه مردم را چيزى نشمارد و همان عمل اگر از خودش صادر شد بزرگ بداند. عيوب مردم را خوب ادراك كند و از عيب خود غافل باشد. اينها علامت عجُب است، گرچه خود انسان از آن غافل است...!