رجعت...2

رجعت در آخر الزمان...2

در رجعت چه کسانی به دنیا بر می گردند؟

رجعت انواع دارد، تدریجی است، بسیاری از رجعت ها قبل از ظهور و برخی هم بعد از ظهور رخ می دهد و گروه های مختلفی را شامل می شود. حتی می توان گفت که رجعت اصلاً محدود نیست و می تواند برای همه باشد، چرا که نمونه این ماجرا را خداوند قبلاً قرار داده است، آنجا که می فرماید: «أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَي النّاسِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا يَشْکُرُون»؛ آیا ندیدی جمعیتی را که از ترس مرگ، از خانه‏های خود فرار کردند؟ و آنان، هزارها نفر بودند. خداوند به آنها گفت: بمیرید! سپس خدا آنها را زنده کرد، خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است، ولی بیشتر مردم، شاکر نیستند.[1] این مردمی که خدا رجعتشان داد، نه مومن محض بودند، نه کافر محض و نه واجد مشخصۀ خاص دیگری، بلکه به تعبیر خداوند «ناس» یعنی مردم معمولی بودند، خداوند این ماجرا را برای ما به عنوان تبیین و عبرت قرار داده است.

1- مومنین محض و کفار محض

یک دسته از رجعت کنندگان، «مومنین محض» و «کفار محض» هستند. نه اینکه رجعت منحصر در این افراد باشد، بلکه یک مقطع از رجعت ها مختص «مومنین و کفار محض» هست.[2] یک سوال مهم اینجا مطرح می شود و آن اینکه حقیقتاً منظور از مومن محض و کافر محض چیست؟ با توجه به اینکه در قرآن بیش از بیست نوع ایمان مطرح است، کدام نوع از ایمان و چه درجه ای از آن ملاک است؟ آیا ایمان به الله مد نظر است یا ایمان به اهل بیت(ع) و یا ایمان به یوم الآخر یا ایمان به انبیاء(ع) یا ایمان به ملائک و یا ایمان به کتب یا ایمان به آیات و ...؟!

2- مقتولین

یکی دیگر از اقشار رجعت کننده، مقتولین هستند یعنی کساني که کشته شده اند، آنها باید برگردند تا به مرگ طبیعی(موت) از دنيا بروند. در این رابطه خداوند میفرماید: «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْت».[3]

3- گروههایی از هر امت

دسته بعدی رجعت کنندگان در آیۀ 83 سورۀ نمل معرفی شده است که خداوند از رجعت عدۀ زیادی از امت های گذشته خبر می دهد و می فرماید: «وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا»؛ روزی که از هر امتی، گروهی را محشور می کنیم.[4] مدتی بعد از هبوط آدم(ع) به دنیا، جامعه انسانی به امم مختلفی تقسیم شد[5] و این موضوع در گذر زمان بیشتر و بیشتر شد. امتهای بسیاری وجود داشته و اکنون نیز وجود دارد، که اگر از هر کدام یک فوج رجعت کنند تعداد کثیری از انسانها جزو رجعت کنندگان خواهند بود.

4- اقوام هلاک شده

خداوند متعال در سورة انبياء آيات 95 و 96 می فرماید: «وَ حَرامٌ عَلي قَرْيَةٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ، حَتّي إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ کُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُون».[6] در ابتدای یوم الله رجعت، فاعلان رجعت همه اقشار را اجازه دارند رجعت دهند مگر کساني که در گذشته هلاک شدند، اجازه نيست که آنها رجعت داده شوند. اين حرام بودن تا زماني ادامه پيدا مي‌کند که در به روي يأجوج و مأجوج باز شود يا سدّ آنها شکسته شود و به دنيا سرازیر شوند،[7] از آن زمان به بعد رجعت اقوام هلاک شده نیز واقع مي‌شود، و اوج اين ماجرا قبل از ظهور هست، چون يأجوج و مأجوج قبل از ظهور مي‌آيند.[8]

5- رجعت مستضعفین

یکی از گروه هایی که باید رجعت داده شوند «مستضعفین» هستند. خداوند در آیۀ 5 سورۀ قصص می فرماید: « ـ  1ا قبل از ظهور وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين»،[9] اين آيه بر کلّ زمان‌ها، از ابتدای دنیا تا انتهای یوم الله ظهور حاکم است، يعني تمام کسانی که در هر زمانی جزو مستضعفین بوده اند بايد از استضعاف دربیایند و رشد داده شوند، حنيف شوند و انشاءالله امام یا وارث قرار داده شوند. این موضوع برای خداوند و به تبع برای امام زمان(ع) یک دغدغه است. خیلی از انسانها مستضعف هستند از جمله کسانی که در مناطق دورافتاده زندگی کرده اند و محروم از نعمت انبیاء(ع)، کتب آسمانی و ... بوده اند، کسانی که در معرض حق قرار نگرفته اند، کسانی که در معیت اهل بیت(ع) قرار نداشتند، کسانی که در دوران غیبت زندگی می کردند، کسانی که فرصت بلوغ نیافتند و خیلی های دیگر. اینها باید رجعت کنند تا در سفرۀ پر نعمت آخرالزمان، امتحان و تعلیم و تربیت شوند، انصاف نيست اينها از برنامه عظیم برپایی بهشت ظهور و ملک عظیم اهل بیت(ع) و همنشینی با ایشان محروم شوند بلکه باید فرصت پیدا کنند تا درون برنامه‌های ظهور رشد داده شوند.[10]

6- رجعت انبیاء و رسل(ع) یا کَلِماتیون

از مهمترین رجعت کنندگان، انبیاء و رسل(ع) هستند که همه ایشان برای برپایی ظهور، سربازی امام زمان(عج) و نصرت اهل بیت(ع)،[11] باید قبل از ظهور رجعت کنند. در این رابطه آیات مختلفی وجود دارد[12] مثلاً در چند جای قرآن خداوند می فرماید: «وَ يُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِکَلِماتِه»؛ ظهور بوسیلۀ کلمات برپا می شود.[13] کلمات چه کسانی هستند؟ انبیاء(ع) و بخصوص رسولان(ع).[14] عاملان ظهور و مجريان ظهور، ایشان هستند، «وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُون»؛ هر چند که عده ای نخواهند بپذیرند و کراهت داشته باشند.

7- رجعت اهل بیت(ع)

اصل رجعت مربوط می شود به اهل بیت عصمت و طهارت(ع). ایشان بهترین رجعت کنندگان هستند که قبل از ظهور و بعد از ظهور به صور مختلف رجعت دارند. امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: «أَنَا صَاحِبُ‏ الْكَرَّات»؛ من صاحب رجعت های گوناگون هستم.[15] ایشان بارها و در مقاطع مختلف آخرالزمان و ظهور به دنیا رجعت میکنند. یکی از وجوه رجعت امیرالمؤمنین(ع) در قبل از ظهور امام زمان(عج) بصورت «دابةالارض» هست.[16] آیات و احادیث بسیار زیادی در توضیح «رجعت اهل بیت(ع) در آخرالزمان و پس از ظهور» وجود دارد.[17]

8- رجعت همه اموات در بعد از ظهور

با توجه به مطالبی که در بخش های قبلی ذکر شد، مدتی بعد از ظهور امام زمان(عج) به علت ترکیب کامل برزخ با دنیا، تمام اموات رجعت می کنند و همه اهالی برزخ ظاهر و مادی می شوند تا در نبرد نهایی بین لشگر حق و باطل، بدان و بدیها نابود شده و خوبان به سمت «بهشت بعد از ظهور» سوق داده شوند.

9- رجعت اهل کتاب

 عد از رگروه دیگری از رجعت کنندگان، «اهل کتاب» هستند که قبل از ظهور رجعت می کنند و همه آنها در ماجرای «ایمان به عیسی(ع)» امتحان می شوند، در این رابطه خداوند می فرماید: «وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَکُونُ عَلَيْهِمْ شَهيدًا»؛ و از اهل كتاب‏، كسي نيست مگر آنكه پيش از مرگ خود حتماً به عیسی(ع) ايمان مي‏آورد، و روز قيامت (عيسي نيز) بر آنان شاهد خواهد بود.[18]

در این مقطع يکي از حوادث مهم یوم الله رجعت یعنی «قیامت ادیان»[19] رقم می خورد. حضرت عيسي(ع) به دنيا برمي‌گردند، اظهار اسلام می کنند و اهل کتاب اعم از یهودیان، مسیحیان، صابئین و ... به ايشان ايمان مي‌آورند و اینگونه به لشگر امام زمان(عج) می پیوندند.

خداوند در آیه 62 سورۀ بقره می فرماید: «اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ النَّصاري وَ الصّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ اْلآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»؛ در حقيقت‏، كساني كه  ْلأَرْضَُسِمُ بِهِ أَعْدَاءَكَ،ه به برخی از آنها اشاره می کنیم:د و به آن سمت دعوت کرده و حرکت دهندبه اسلام ايمان آورده‏، و كساني كه يهودي شده‏اند، و ترسايان و صابئان‏، هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد، پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت‏، و نه بيمي بر آنان است‏، و نه اندوهناك خواهند شد. نظیر همین مضمون در آیۀ 69 سوره مائده نیز آمده است.[20] همچنین در آیۀ 199 سورۀ آل عمران می فرماید: «وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْکُمْ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خاشِعينَ لِلّهِ لا يَشْتَرُونَ بِآياتِ اللّهِ ثَمَنًا قَليلاً أُولئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَريعُ الْحِساب»؛ و از اهل کتاب، کسانی هستند که به خدا، و آنچه بر شما نازل شده، و آنچه بر خودشان نازل گردیده، ایمان دارند؛ در برابر خدا خاضعند؛ و آیات خدا را به بهای ناچیزی نمی‏فروشند. پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. خداوند، سریع الحساب است.

مصداق اینطور افراد در تاریخ فراوان است. در عصر ما نیز اینطور افراد کم نیستند و از جمله مهمترین مصادیق این آیات جناب آقای «هوگو چاوز» رئیس جمهور سابق ونزوئلاست که او را مسیحی می پنداشتند، منظر خداوند نسبت به اینطور افراد، اینچنین است. پاک طینتی که در اوج قدرت در جوار کشور آمریکا، همان هدف، مسیر و گفتمان انقلاب اسلامی را زنده کرد، و از آیۀ انقلاب اسلامی به بهترین وجه بهره برد و بهره رساند و همه مشقات و مشکلات را به جان خرید، بجای اینکه مثل خیلی از سیاسیون شیعی نمای ما، برای جلب نظر آمریکایی ها زندگی کند و جامعه را به سمت و سوی فرهنگ آنها سوق دهد، در مقابل استکبار و جبت و طاغوت یک تنه قد علم کرد و با آغوش باز پذیرای نور انقلاب اسلامی و ارزشهای الهی و فطری آن شد و در این راه اهل جهاد بود. کسی که به زیارت امام رضا(ع) مشرف شد، در راه امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب(ایده الله تعالی) و انقلاب اسلامی گام بر می داشت و به کرّات از آمدن امام مهدی(عج)، حضرت عیسی(ع)، رجعت و آینده آرمانی بشر سخن می گفت. یکی از آیات بزرگ خداوندی در عصر ما «انقلاب اسلامی» بود، آیا رفتار آقای چاوز در قبال انقلاب اسلامی، ارزشهای انقلاب، امام خمینی(ره) و امام خامنه ای(ایده الله تعالی) مصداق «لا يَشْتَرُونَ بِآياتِ اللّهِ ثَمَنًا قَليلاً» نبود؟ این نوع فرهنگ و رفتارها فقط و فقط بروز اعتقادات و ایمانیات قلبی او بود.

زیارت حرم امام رضا و آنطور ابراز محبت به امام رضا(ع) و امام زمان(عج) چه وجه سیاسی و دیپلماتیکی دارد که برخی بخواهند آن را بازی سیاست تلقی کنند؟ کدام رجل سیاسی تا به حال به زیارت امام رضا(ع) رفته و سخن از ظهور امام زمان(عج) و آمدن عیسی(ع) به همراه امام مهدی(عج) و رجعت داشته است؟ آیا نشانه از این بزرگتر؟ افسوس که چشم برخی ها کور است و شیطان وجودشان را تسخیر کرده و مسائل را وارونه می پندارند و زشت جلوه می دهند، شهید بودن آقای چاوز، رجعت او و رفتار و کلام آقای احمدی نژاد در این رابطه را به سخره می گیرند؟![21] و گمان می کنند خدا از آنها باید اجازه بگیرد که چه کسی شهید باشد یا نباشد، چه کسی رجعت کند و چه کسی رجعت نکند.

آقای چاوز مصداق بارز «مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ اْلآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون» بود، و علاوه برا اینها مومن به امام مهدی(عج)، آخرالزمان، ظهور ایشان و دولت امام زمان بود، مومن به رجعت ها بود، مومن به امام رضا(ع) بود، و این را در سخنرانی هایش بیان می نمود. خداوند می فرماید «فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون»؛ پاداش چنین اشخاصی نزد پروردگارشان است و نه نسبت به آینده خوف دارند و نه نسبت به گذشته محزون می شوند. آیا معیار شیعه بودن جز این است؟ اینها بیّناتی است برای اینکه آقای چاوز یک شیعه بود و این در رفتار و کلامش مشخص و باهر بود. چرا برخی از ماها اینقدر بخیلیم و فکر می کنیم فقط خودمان آدم هستیم و امام زمان و رجعت و ... فقط در انحصار ماست؟! نخیر! امام زمان(عج) موعود امم است که هر قوم و دینی ایشان را با اسمی می شناسند و منتظر ظهورش هستند. از زمان آدم(ع) همه انبیاء و رسل(ع) وظیفه داشتند که اقوامشان را با اهل بیت(ع) و بخصوص امام زمان(عج)، رجعت و ماجرای برپایی ظهور ایشان آشنا کنند و به آن سمت دعوت کرده و آنها را حرکت دهند.[22]

عمدۀ فلسطینی ها، سنی ناصبی هستند یعنی کسانی که با اهل بیت(ع) بسیار مشکل دارند اما ما وقتی آنها کشته می شوند می گوییم شهید هستند و حقاً هم همینطور هست، چون در راه مبارزه با ظلم و استکبار و نیز در جبهه حق می جنگند و به حکم امام(ره) شهید هستند، اما آقای چاوز شهید محسوب نمی شود؟! حب به اهل بیت(ع) و بخصوص امام زمان(عج)، مومن بودن به ایشان و مقولۀ رجعت، مشتاق و منتظر و زمینه ساز ظهور ایشان بودن و مبارزه با ظالمین و مستکبرین و دشمنان انقلاب اسلامی، معیار تشیع است و متبیّن شیعه بودن آقای چاوز است،[23] مرگ وی نیز به علت یک بیماری مشکوک بود و قریب به یقین می توان گفت که ایشان کشته شد، بنابراین شهید محسوب می شود. نقل می شود هنگامی که خبر مرگ «نجاشی مسیحی» به سید ما رسول الله(ص) رسید، ایشان متأثر شدند، برایش نماز خواندند و دعا کردند، منطق رسول الله(ص) همان منطق خداست که میفرماید: «مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ اْلآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ». منظر ما و منطق ما هم نباید غیر از این باشد.

چرا باید نسبت به این موضوع مشخص قرآنی اینطور در جامعه ما بلوا بپا شود و نگاه، کلام و اخلاق مبتنی بر قرآن جایش را به تمسخر و استهزاء و بچه بازی و بدتر از همه شیطان صفتی بدهد؟ همین کسانی که خود را عالم به رجعت می دانند چقدر با این آیات و احادیث و موضوعات آشنا هستند؟ نکند در جهل مرکب باشند؟

متأسفانه مهمترین مشکل جامعه ما این است که «در مُخدّر خانه ها، نجارها آهنگرند». مخدر خانه يعني دنيا که شياطين به قدري در وجود انسانها نجاسات ريخته‌اند که کسي نمي‌تواند درست و حسابي فکر کند، کسي نمي‌تواند راه را پيدا کند و ظلمت ارزش ها و رفتارها همه جا را فرا گرفته است. «نجارها» یعنی کسانی که اينکاره نيستند، کساني که فرهنگ مهدویت با گوشت و خون آنها عجين نيست، در رگهاي آنها «جهل مرکب»، «تکبر»، «سکون و قعود» جريان دارد، آنها نمي‌توانند از مهدویت و رجعت و ... دم بزنند و نمي‌توانند مردم را بسوي ظهور بکشانند. مثل اين است که کارگاه آهنگري را دست نجار بدهيم، مي‌خواهد دو تا آهن را روي هم بگذارد و ميخ بزند ...!

از خدا می خواهم نور فهم، نور خضوع و محبت و در یک کلام نور تشیّع را به ما و جامعه ما بتاباند و آن را جایگزین ظلمت جهل، ظلمت تکبر و تمسخر و در یک کلام ظلمت «شیطان صفتی» کند.



[1] ـ بقره243.

ـ و أما قوله أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ فإنه كان وقع الطاعون بالشام في بعض الكور فخرج منهم خلق كثير كما حكى الله هربا من الطاعون فصاروا إلى مفازة فماتوا في ليلة واحدة كلهم، فبقوا حتى كانت عظامهم يمر بهم المار فينحيها برجله عن الطريق ثم أحياهم الله و ردهم إلى منازلهم فبقوا دهرا طويلا ثم ماتوا و دفنوا./ تفسير القمي، ج‏1، ص: 81

[2] ـ سَعْدٌ عَنِ ابْنِ عِيسَى وَ ابْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنِ الْبَزَنْطِيِّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ حُمْرَانَ بْنَ أَعْيَنَ وَ أَبَا الْخَطَّابِ يُحَدِّثَانِ جَمِيعاً قَبْلَ أَنْ يُحْدِثَ أَبُو الْخَطَّابِ مَا أَحْدَثَ‏[2] أَنَّهُمَا سَمِعَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ عَنْهُ وَ يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع وَ إِنَّ الرَّجْعَةَ لَيْسَتْ بِعَامَّةٍ وَ هِيَ خَاصَّةٌ لَا يَرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الشِّرْكَ مَحْضاً. /بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏53، ص: 39، باب 29؛ «الرجعة» ح 1

ـ حَدَّثَنِي أَبِي قَالَ حَدَّثَنِي ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِهِ‏ وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً قَالَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قُتِلَ إِلَّا يَرْجِعُ حَتَّى يَمُوتَ وَ لَا يَرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ رَجُلٌ لِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ يَا أَبَا الْيَقْظَانِ آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ قَدْ أَفْسَدَتْ قَلْبِي وَ شَكَّكَتْنِي قَالَ عَمَّارٌ وَ أَيَّةُ آيَةٍ هِيَ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ‏ وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ‏[2] الْآيَةَ فَأَيَّةُ دَابَّةٍ هَذِهِ قَالَ عَمَّارٌ وَ اللَّهِ مَا أَجْلِسُ وَ لَا آكُلُ وَ لَا أَشْرَبُ حَتَّى أُرِيَكَهَا فَجَاءَ عَمَّارٌ مَعَ الرَّجُلِ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ هُوَ يَأْكُلُ تَمْراً وَ زُبْداً فَقَالَ يَا أَبَا الْيَقْظَانِ هَلُمَّ فَجَلَسَ عَمَّارٌ وَ أَقْبَلَ يَأْكُلُ مَعَهُ فَتَعَجَّبَ الرَّجُلُ مِنْهُ فَلَمَّا قَامَ عَمَّارٌ قَالَ الرَّجُلُ سُبْحَانَ اللَّهِ يَا أَبَا الْيَقْظَانِ حَلَفْتَ أَنَّكَ لَا تَأْكُلُ وَ لَا تَشْرَبُ وَ لَا تَجْلِسُ حَتَّى تُرِيَنِيهَا قَالَ عَمَّارٌ قَدْ أَرَيْتُكَهَا إِنْ كُنْتَ تَعْقِلُ./ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏53، ص: 39، باب 29؛ «الرجعة» ح30

ـ أَبِي عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا يَقُولُ النَّاسُ فِي هَذِهِ الْآيَةِ وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً-[2] قُلْتُ يَقُولُونَ إِنَّهَا فِي الْقِيَامَةِ قَالَ لَيْسَ كَمَا يَقُولُونَ إِنَّ ذَلِكَ فِي الرَّجْعَةِ أَ يَحْشُرُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً وَ يَدَعُ الْبَاقِينَ إِنَّمَا آيَةُ الْقِيَامَةِ قَوْلُهُ‏ وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ‏ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً[2] قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَ مِمَّا يَدُلُّ عَلَى الرَّجْعَةِ قَوْلُهُ‏ وَ حَرامٌ عَلى‏ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ‏[2] فَقَالَ الصَّادِقُ ع كُلُّ قَرْيَةٍ أَهْلَكَ اللَّهُ أَهْلَهَا بِالْعَذَابِ لَا يَرْجِعُونَ فِي الرَّجْعَةِ فَأَمَّا إِلَى الْقِيَامَةِ فَيَرْجِعُونَ وَ مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً وَ غَيْرُهُمْ مِمَّنْ لَمْ يَهْلِكُوا بِالْعَذَابِ وَ مَحَضُوا الْكُفْرَ مَحْضاً يَرْجِعُونَ./ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏53، ص: 39، باب 29؛ «الرجعة» ح49

[3] الف) کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ(آل عمران 185)

هر کسی مرگ را می‏چشد؛ و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت؛ آنها که از آتش (دوزخ) دور شده، و به بهشت وارد شوند نجات یافته و رستگار شده‏اند و زندگی دنیا، چیزی جز سرمایه فریب نیست!

ب) کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ(الأنبياء 35)

هر انسانی طعم مرگ را می‏چشد! و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش می‏کنیم؛ و سرانجام بسوی ما بازگردانده می‏شوید!

ج) کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ(العنکبوت 57)

هر انسانی مرگ را می‏چشد، سپس شما را بسوی ما بازمی‏گردانند.

د) کَيْفَ تَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتًا فَأَحْياکُمْ ثُمَّ يُميتُکُمْ ثُمَّ يُحْييکُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ(البقرة 28)

چگونه به خداوند کافر می‏شوید؟! در حالی که شما مردگان (و اجسام بی‏روحی) بودید ، و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را می‏میراند؛ و بار دیگر شما را زنده می‏کند؛ سپس به سوی او بازگردانده می‏شوید.(بنابر این، نه حیات و زندگی شما از شماست، و نه مرگتان؛ آنچه دارید از خداست).

ـ وَ عَنْهُ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ‏[3]، عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: كَرِهْتُ أَنْ‏ أَسْأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ ع فَاحْتَلْتُ مَسْأَلَةً لَطِيفَةً لِأَبْلُغَ بِهَا حَاجَتِي مِنْهَا، فَقُلْتُ: أَخْبِرْنِي عَمَّنْ قُتِلَ مَاتَ؟ قَالَ: «لَا، الْمَوْتُ‏ مَوْتٌ‏، وَ الْقَتْلُ قَتْلٌ» فَقُلْتُ لَهُ: مَا أَحَدٌ يُقْتَلُ إِلَّا مَاتَ، قَالَ: فَقَالَ: «يَا زُرَارَةُ قَوْلُ اللَّهِ أَصْدَقُ مِنْ‏ قَوْلِكَ قَدْ فَرَّقَ بَيْنَ الْقَتْلِ وَ الْمَوْتِ فِي الْقُرْآنِ، فَقَالَ: «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ‏» وَ قَالَ‏ «وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ‏» فَلَيْسَ كَمَا قُلْتَ يَا زُرَارَةُ، فَالْمَوْتُ مَوْتٌ وَ الْقَتْلُ قَتْلٌ». وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا[3] قَالَ: فَقُلْتُ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ» أَ فَرَأَيْتَ مَنْ قُتِلَ لَمْ يَذُقِ الْمَوْتَ، فَقَالَ: «لَيْسَ مَنْ قُتِلَ بِالسَّيْفِ كَمَنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ، إِنَّ مَنْ قُتِلَ لَا بُدَّ أَنْ يَرْجِعَ إِلَى الدُّنْيَا حَتَّى يَذُوقَ الْمَوْتَ»؛ از زراره نقل است که گفت کراهت داشتم که از امام باقر(ع) دربارة رجعت بپرسم. پس مساله اي لطيف طرح نمودم تا در ضمن پاسخ آن به خواسته ام برسم. پس گفتم: فدايت شوم خبر دهيد از حال شخصي که کشته شود آيا مرده بشمار مي رود؟ حضرت فرمود: خير، مردن، مردن است، و کشته شدن، کشته شدن است. وي گفت: سپس به آن حضرت عرض کردم: هيچ کس کشته نشده، مگر اينکه بميرد. گفت پس حضرت فرمود: اي زراره! گفته خداي متعال از گفته تو راست تر(درست تر) است و او در قرآن ميان آن دو (موت و قتل) تفاوت قائل شده است، آنجا که فرمود: أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ، و فرمود: وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى اللّهِ تُحْشَرُونَ، اي زراره اينگونه که شما مي گويي نيست؛ مردن، مردن است، و کشته شدن، کشته شدن است. و آيه اي که خداوند فرمود: إِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ. گفت: پس به ايشان عرض کردم: همانا خداوند مي فرمايد: کلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْت. آيا به نظر شما کسي که کشته شود، مرگ را نچشيده است؟ او گفت: پس حضرت فرمود: کسي که با شمشير کشته شود مانند کسي که در رختخواب بميرد، نيست. همانا کسي که کشته شد،گريزي نيست جز اينکه حتماً به دنيا بر مي‌گردد تا اينکه مرگ را بچشد./ معجم احادیث امام مهدی(عج) احادیث 1489و 1578/ مختصر البصائر، ص: 92 ح [61/ 7].

[4] وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يُکَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ(النمل 83)؛ (به خاطر آور) روزی را که ما از هر امّتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‏کردند محشور می‏کنیم؛ و آنها را نگه می‏داریم تا به یکدیگر ملحق شوند!

باید توجه داشت که مکذبین به آیات را نمی توان جزو کفار محض به حساب آورد چرا که ایشان در موضوع «آیات» اهل تکذیب اند و چه بسا به خدا و ... هم ایمان داشته باشند و نمونه اینطور افراد هم در جامعه ما کم نیست! در صدر آیات خداوندی، اهل بیت(ع) قرار دارند، خب خیلی ها الله را قبول دارند، آخرت را قبول دارند، کافر به اینها نیستند، حتی انبیاء(ع) را قبول دارند اما شیعه اهل بیت(ع) نیستند، نمی توان اینها را کافر محض قلمداد کرد، حتی خیلی ها مثل اهل کتاب، عقیده و مسلکی متفاوت دارند یعنی به اسلام و قرآن و ... معتقد نیستند اما لزوماً «کافر محض» محسوب نمی شوند.

[5] وَ ما کانَ النّاسُ إِلاّ أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فيما فيهِ يَخْتَلِفُونَ(يونس 19)

(در آغاز) همه مردم امّت واحدی بودند؛ سپس اختلاف کردند؛ و اگر فرمانی از طرف پروردگارت (درباره عدم مجازات سریع آنان) از قبل صادر نشده بود، در میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری می‏شد (و سپس همگی به مجازات می‏رسیدند).

[6] و حرام است بر شهرها و آباديهايي که (بر اثر گناه) نابودشان کرديم (که به دنيا بازگردند؛) آنها هرگز باز نخواهند گشت! تا آن زمان که «يأجوج» و «مأجوج» گشوده شوند؛ و آنها از هر محلّ مرتفعي بسرعت عبور مي‏کنند.

[7] الف) سوره الکهف

قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي اْلأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجًا عَلي أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا(94)

(آن گروه به او) گفتند: «ای ذو القرنین یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می‏کنند؛ آیا ممکن است ما هزینه‏ای برای تو قرار دهیم، که میان ما و آنها سدّی ایجاد کنی؟!»

قالَ ما مَکَّنِّي فيهِ رَبّي خَيْرٌ فَأَعينُوني بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَکُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْمًا(95)

(ذو القرنین) گفت: «آنچه پروردگارم در اختیار من گذارده، بهتر است (از آنچه شما پیشنهاد می‏کنید)! مرا با نیرویی یاری دهید، تا میان شما و آنها سدّ محکمی قرار دهم!

آتُوني زُبَرَ الْحَديدِ حَتّي إِذا ساوي بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قالَ انْفُخُوا حَتّي إِذا جَعَلَهُ نارًا قالَ آتُوني أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا(96)

قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید (و آنها را روی هم بچینید)!» تا وقتی که کاملاً میان دو کوه را پوشانید، گفت: «(در اطراف آن آتش بیفروزید، و) در آن بدمید!» (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، و گفت: «(اکنون) مس مذاب برایم بیاورید تا بر روی آن بریزم!»

فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْبًا(97)

(سرانجام چنان سدّ نیرومندی ساخت) که آنها [= طایفه یأجوج و مأجوج] قادر نبودند از آن بالا روند؛ و نمی‏توانستند نقبی در آن ایجاد کنند.

قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبّي جَعَلَهُ دَکّاءَ وَ کانَ وَعْدُ رَبّي حَقًّا(98)

(آنگاه) گفت: «این از رحمت پروردگار من است! امّا هنگامی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را در هم می‏کوبد؛ و وعده پروردگارم حق است!»

وَ تَرَکْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ في بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعًا(99)

و در آن روز (که جهان پایان می‏گیرد)، ما آنان را چنان رها می‏کنیم که درهم موج می‏زنند؛ و در صور [= شیپور] دمیده می‏شود؛ و ما همه را جمع می‏کنیم!

ب) سوره الأنبياء

وَ حَرامٌ عَلي قَرْيَةٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ(95)

و حرام است بر شهرها و آبادیهایی که (بر اثر گناه) نابودشان کردیم (که به دنیا بازگردند؛) آنها هرگز باز نخواهند گشت!

حَتّي إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ کُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ(96)

تا آن زمان که «یأجوج» و «مأجوج» گشوده شوند؛ و آنها از هر محلّ مرتفعی بسرعت عبور می‏کنند.

وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذينَ کَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ کُنّا في غَفْلَةٍ مِنْ هذا بَلْ کُنّا ظالِمينَ(97)

و وعده حقّ [= قیامت] نزدیک می‏شود؛ در آن هنگام چشمهای کافران از وحشت از حرکت بازمی‏ماند؛ (می‏گویند:) ای وای بر ما که از این (جریان) در غفلت بودیم؛ بلکه ما ستمکار بودیم!

[8] ـ فَقَالَ ذُو الْقَرْنَيْنِ‏ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا قَالَ إِذَا كَانَ قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ فِي آخِرِ الزَّمَانِ انْهَدَمَ ذَلِكَ السَّدُّ وَ خَرَجَ‏ يَأْجُوجُ‏ وَ مَأْجُوجُ‏ إِلَى‏ الدُّنْيَا وَ أَكَلُوا النَّاسَ وَ هُوَ قَوْلُهُ‏ حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ‏./ بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏12 ؛ ص179/ البرهان في تفسير القرآن ؛ ج‏3؛ ص840

ـ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ أَسِيدٍ قَالَ: اطَّلَعَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ غُرْفَةٍ لَهُ وَ نَحْنُ نَتَذَاكَرُ السَّاعَةَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَكُونَ عَشْرُ آيَاتٍ الدَّجَّالُ وَ الدُّخَانُ وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ دَابَّةُ الْأَرْضِ وَ يَأْجُوجُ‏ وَ مَأْجُوجُ‏ وَ ثَلَاثٌ خُسُوفٍ خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَسْفٌ بِالْمَغْرِبِ وَ خَسْفٌ بِجَزِيرَةِ./ الخصال / ج‏2 / 431 / لا تقوم الساعة حتى تكون عشر آيات ..... ص : 431ح 13

ـ عَنْ رَقَبَةَ وَ هُوَ ابْنُ مَصْقَلَةَ الشَّيْبَانِيُّ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ عَمَّنْ سَمِعَ حُذَيْفَةَ بْنَ أَسِيدٍ يَقُولُ سَمِعْتُ النَّبِيَّ ص يَقُولُ‏ عَشْرُ آيَاتٍ بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ خَمْسٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَمْسٌ بِالْمَغْرِبِ فَذَكَرَ الدَّابَّةَ وَ الدَّجَّالَ وَ طُلُوعَ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع وَ يَأْجُوجَ‏ وَ مَأْجُوجَ‏ وَ أَنَّهُ يَغْلِبُهُمُ وَ يُغْرِقُهُمْ فِي الْبَحْرِ وَ لَمْ يَذْكُرْ تَمَامَ الْآيَاتِ./ الخصال / ج‏2 / 447 / عشر آيات بين يدي الساعة ..... ص : 446

[9] ما می‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!

[10] وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ(الأنبياء 105)

در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‏ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!»

وَعَدَ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اْلأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضي لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَني لا يُشْرِکُونَ بي شَيْئًا وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ(النور 55)

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‏اند وعده می‏دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‏دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‏کند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.

[11] وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ ميثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ ءَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلي ذلِکُمْ إِصْري قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشّاهِدينَ(آل عمران 81)

و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که خداوند، از پیامبران (و پیروان آنها)،پیمان مؤکّد گرفت، که هرگاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پیامبری به سوی شما آمد که آنچه را با شماست تصدیق می‏کند، به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آیا به این موضوع، اقرار دارید؟ و بر آن، پیمان مؤکّد بستید؟» گفتند: «(آری) اقرار داریم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشید! و من نیز با شما از گواهانم.»

[12] وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ ميثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ ءَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلي ذلِکُمْ إِصْري قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشّاهِدينَ(آل عمران 81)

و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که خداوند، از پیامبران (و پیروان آنها)،پیمان مؤکّد گرفت، که هرگاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پیامبری به سوی شما آمد که آنچه را با شماست تصدیق می‏کند، به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آیا به این موضوع، اقرار دارید؟ و بر آن، پیمان مؤکّد بستید؟» گفتند: «(آری) اقرار داریم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشید! و من نیز با شما از گواهانم.»

إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ اْلأَشْهادُ(غافر 51)

ما به یقین پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‏اند، در زندگی دنیا و (در آخرت) روزی که گواهان به پا می‏خیزند یاری می‏دهیم!

حَتّي إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمين

تا هنگامي كه رسولان از آنها مأیوس شدند و مردم پنداشتند كه به آنان واقعاً دروغ گفته شده‏، در این هنگام، نصرت ما به آنان رسيد. پس كساني را كه مي‏خواستيم‏، نجات يافتند، و هرگز عذاب ما از مجرمان بازگردانده نمی‏شود!(يوسف 110)

وَ أَنْذِرِ النّاسَ يَوْمَ يَأْتيهِمُ الْعَذابُ فَيَقُولُ الَّذينَ ظَلَمُوا رَبَّنا أَخِّرْنا إِلي أَجَلٍ قَريبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَ نَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَ وَ لَمْ تَکُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ ما لَکُمْ مِنْ زَوالٍ(إبراهيم 44)

و مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان می‏آید، بترسان! آن روز که ظالمان می‏گویند: «پروردگارا! مدّت کوتاهی ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذیریم و از پیامبران پیروی کنیم!» (امّا پاسخ می‏شنوند که:) مگر قبلاً سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایی برای شما نیست؟!

[13] وَ إِذْ يَعِدُکُمُ اللّهُ إِحْدَي الطّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ يُريدُ اللّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرينَ(الأنفال 7)

و (به یاد آرید) هنگامی را که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه [= کاروان تجاری قریش، یا لشکر مسلح آنها] نصیب شما خواهد بود؛ و شما دوست می‏داشتید که کاروان (غیر مسلح) برای شما باشد (و بر آن پیروز شوید)؛ ولی خداوند می‏خواهد حق را با کلمات خود تقویت، و ریشه کافران را قطع کند؛ (از این رو شما را بر خلاف میلتان با لشکر قریش درگیر ساخت، و آن پیروزی بزرگ نصیبتان شد.)

وَ يُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ(يونس 82)

او حق را به وعده خویش، تحقق می‏بخشد؛ هر چند مجرمان کراهت داشته باشند!»

أَمْ يَقُولُونَ افْتَري عَلَي اللّهِ کَذِبًا فَإِنْ يَشَإِ اللّهُ يَخْتِمْ عَلي قَلْبِکَ وَ يَمْحُ اللّهُ الْباطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ(الشوري 24)

آیا می‏گویند: «او بر خدا دروغ بسته است»؟! در حالی که اگر خدا بخواهد بر قلب تو مُهر می‏نهد (و اگر خلاف بگوئی قدرت اظهار این آیات را از تو می‏گیرد) و باطل را محو می‏کند و حقّ را بفرمانش پابرجا می‏سازد؛ چرا که او از آنچه درون سینه‏هاست آگاه است.

ـ عن جابر قال‏ سألت أبا جعفر ع عن تفسير هذه الآية- في قول الله: «يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَ‏ بِكَلِماتِهِ‏- وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ‏» قال أبو جعفر ع: تفسيرها في الباطن يريد الله، فإنه شي‏ء يريده- و لم يفعله بعد، و أما قوله «يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ‏» فإنه يعني يحق حق آل محمد، و أما قوله: «بِكَلِماتِهِ‏» قال: كلماته في الباطن علي هو كلمة الله في الباطن، و أما قوله: «وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ‏» فهم بنو أمية، هم الكافرون يقطع الله دابرهم، و أما قوله: «لِيُحِقَّ الْحَقَ‏» فإنه يعني ليحق حق آل محمد حين يقوم القائم ع، و أما قوله: «وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ‏» يعني القائم فإذا قام يبطل باطل بني أمية، و ذلك قوله: «لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ- وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ‏». /تفسير العياشي ؛ ج‏2 ؛ ص50 ح 24

[14] الف) در مورد همه رسولان اینچنین آمده است:

وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلينَ(الصافات 171)

وعده قطعی ما برای بندگان فرستاده ما از پیش مسلّم شده...

ب) آدم(ع)

فَتَلَقّي آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ(البقرة 37)

سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت؛ و خداوند توبة او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه‏پذیر و مهربان است.

ج) ابراهیم(ع)

وَ إِذِ ابْتَلي إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّي جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِمامًا قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظّالِمينَ(البقرة 124)

(به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند)».

د) موسی(ع) [کلیم یعنی چشمۀ کلمات]

وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْکَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْکَ وَ کَلَّمَ اللّهُ مُوسي تَکْليمًا(النساء 164)

و پیامبرانی که سرگذشت آنها را پیش از این، برای تو باز گفته‏ایم؛ و پیامبرانی که سرگذشت آنها را بیان نکرده‏ایم؛ و خداوند با موسی سخن گفت. (و این امتیاز، از آن او بود.)

ه) عیسی(ع)

فَنادَتْهُ الْمَلائِکَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللّهَ يُبَشِّرُکَ بِيَحْيي مُصَدِّقًا بِکَلِمَةٍ مِنَ اللّهِ وَ سَيِّدًا وَ حَصُورًا وَ نَبِيًّا مِنَ الصّالِحينَ(آل عمران 39)

و هنگامی که او در محراب ایستاده، مشغول نیایش بود، فرشتگان او را صدا زدند که: «خدا تو را به» یحیی «بشارت می‏دهد؛ (کسی) که کلمه خدا [= مسیح] را تصدیق می‏کند؛ و رهبر خواهد بود؛ و از هوسهای سرکش برکنار، و پیامبری از صالحان است.»

إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسيحُ عيسَي ابْنُ مَرْيَمَ وَجيهًا فِي الدُّنْيا وَ اْلآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ(آل عمران 45)

(به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خداوند تو را به کلمه‏ای [= وجود باعظمتی] از طرف خودش بشارت می‏دهد که نامش «مسیح، عیسی پسر مریم» است؛ در حالی که در این جهان و جهان دیگر، صاحب شخصیّت خواهد بود؛ و از مقرّبان (الهی) است.

ـ باید توجه داشته باشیم که منظور از کلمات اهل بیت(ع) نیستند بلکه اهل بیت(ع) صاحبان کلمات هستند و يکي از کلمات حضرت عيسي(ع) است.

[15] حَدَّثَنَا أَبُو الْفَضْلِ الْعَلَوِيُّ عَنْ سَعْدِ بْنِ عِيسَى الكربزي [الْكُزْبُرِيِ‏] الْبَصْرِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْحَكَمِ بْنِ طُهْرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ شَرِيكِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى الثَّعْلَبِيِّ عَنْ أَبِي وَقَّاصٍ عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ عِنْدِي عِلْمُ الْمَنَايَا وَ الْبَلَايَا وَ الْوَصَايَا وَ الْأَنْسَابِ وَ الْأَسْبَابِ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ وَ مَوْلِدَ الْإِسْلَامِ وَ مَوَارِدَ الْكُفْرِ وَ أَنَا صَاحِبُ الْمِيسَمِ وَ أَنَا الْفَارُوقُ الْأَكْبَرُ وَ أَنَا صَاحِبُ‏ الْكَرَّاتِ‏ وَ دَوْلَةِ الدُّوَلِ فَاسْأَلُونِي عَمَّا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ عَمَّا كَانَ عَلَى عَهْدِ كُلِّ نَبِيٍّ بَعَثَهُ اللَّهُ./ بصائر الدرجات ج1 ص199 ح5

[16] فَإِنَّهُ حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ انْتَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ هُوَ نَائِمٌ فِي الْمَسْجِدِ قَدْ جَمَعَ رَمْلًا- وَ وَضَعَ رَأْسَهُ عَلَيْهِ فَحَرَّكَهُ بِرِجْلِهِ- ثُمَّ قَالَ لَهُ: قُمْ يَا دَابَّةَ اللَّهِ فَقَالَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ يُسَمِّي بَعْضُنَا بَعْضاً بِهَذَا الِاسْمِ فَقَالَ: لَا وَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا لَهُ خَاصَّةً- وَ هُوَ الدَّابَّةُ الَّتِي ذَكَرَ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ- أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ- أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ‏» ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيُّ إِذَا كَانَ آخِرُ الزَّمَانِ أَخْرَجَكَ اللَّهُ فِي أَحْسَنِ صُورَةٍ- وَ مَعَكَ مِيسَمٌ تَسِمُ بِهِ أَعْدَاءَكَ./ تفسير القمي ؛ ج‏2 ؛ ص130

[17] همچنین می توانید رجوع کنید به:

ـ « الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة»، نوشته محمّد بن حسن بن على بن محمّد بن حر عاملى، معروف به شيخ حر عاملى.

ـ « اثبات الرجعة» تأليف مرحوم علامه ملامحمّد باقر مجلسى(ره)

ـ  بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏53، ص: 39، باب 29؛ «الرجعة».

[18] [نساء159] ص103.

توجه شما را به احادیث ذیل این آیه جلب می نمایم:

الف) قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ شَهْرِ بْنِ حَوْشَبٍ قَالَ‏ قَالَ لِيَ الْحَجَّاجُ بِأَنَّ آيَةً فِي كِتَابِ اللَّهِ قَدْ أَعْيَتْنِي، فَقُلْتُ أَيُّهَا الْأَمِيرُ أَيَّةُ آيَةٍ هِيَ فَقَالَ قَوْلُهُ «وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَ‏ بِهِ‏ قَبْلَ‏ مَوْتِهِ‏» وَ اللَّهِ إِنِّي لَأَمُرُّ بِالْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِيِّ فَيُضْرَبُ عُنُقُهُ ثُمَّ أَرْمُقُهُ بِعَيْنِي- فَمَا أَرَاهُ يُحَرِّكُ شَفَتَيْهِ حَتَّى يَخْمُدَ، فَقُلْتُ أَصْلَحَ اللَّهُ الْأَمِيرَ لَيْسَ عَلَى مَا تَأَوَّلْتَ، قَالَ كَيْفَ هُوَ قُلْتُ إِنَّ عِيسَى يَنْزِلُ قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِلَى الدُّنْيَا- فَلَا يَبْقَى أَهْلُ مِلَّةِ يَهُودِيٍّ وَ لَا نَصْرَانِيٍّ إِلَّا آمَنَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يُصَلِّي خَلْفَ الْمَهْدِيِّ، قَالَ وَيْحَكَ أَنَّى لَكَ هَذَا وَ مِنْ أَيْنَ جِئْتَ بِهِ، فَقُلْتُ حَدَّثَنِي بِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع، فَقَالَ جِئْتَ بِهَا وَ اللَّهِ مِنْ عَيْنٍ صَافِيَة./ تفسير القمي ؛ ج‏1 ؛ ص158.           

[19] قیامت ادیان در یوم الله رجعت

الف) برخی از آیات این موضوع عبارت است از:

ـ وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَکُونُ عَلَيْهِمْ شَهيدًا(النساء 159)

و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش به او [= حضرت مسیح] ایمان می‏آورد؛ و روز قیامت، بر آنها گواه خواهد بود.

ـ إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصّابِئينَ وَ النَّصاري وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللّهَ عَلي کُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ(الحج 17)

مسلّماً کسانی که ایمان آورده‏اند، و یهود و صابئان [= ستاره‏پرستان] و نصاری و مجوس و مشرکان، خداوند در میان آنان روز قیامت داوری می‏کند؛ (و حق را از باطل جدا می‏سازد؛) خداوند بر هر چیز گواه (و از همه چیز آگاه) است.

ـ وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصاري عَلي شَيْ‏ءٍ وَ قالَتِ النَّصاري لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلي شَيْ‏ءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْکِتابَ کَذلِکَ قالَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللّهُ يَحْکُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فيما کانُوا فيهِ يَخْتَلِفُونَ(البقرة 113)

یهودیان گفتند: «مسیحیان هیچ موقعیتی (نزد خدا) ندارند»، و مسیحیان نیز گفتند: «یهودیان هیچ موقعیتی ندارند (و بر باطلند)»؛ در حالی که هر دو دسته، کتاب آسمانی را می‏خوانند (و باید از این گونه تعصبها برکنار باشند)افراد نادان (دیگر، همچون مشرکان) نیز، سخنی همانند سخن آنها داشتند! خداوند، روز قیامت، در باره آنچه در آن اختلاف داشتند، داوری می‏کند.

ـ وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ کَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزيدَنَّ کَثيرًا مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْيانًا وَ کُفْرًا وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ کُلَّما أَوْقَدُوا نارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي اْلأَرْضِ فَسادًا وَ اللّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدينَ(المائدة 64)

و یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، می‏بخشد! ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‏افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و برای فساد در زمین، تلاش می‏کنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.

ـ وَ مِنَ الَّذينَ قالُوا إِنّا نَصاري أَخَذْنا ميثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ سَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِما کانُوا يَصْنَعُونَ(المائدة 14)

و از کسانی که ادّعای نصرانیّت (و یاری مسیح) داشتند (نیز) پیمان گرفتیم؛ ولی آنها قسمت مهمّی را از آنچه به آنان تذکّر داده شده بود فراموش کردند؛ از این رو در میان آنها، تا دامنه قیامت، عداوت و دشمنی افکندیم. و خداوند، (در قیامت) آنها را از آنچه انجام می‏دادند (و نتایج آن)، آگاه خواهد ساخت.

ـ إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّهِ اْلإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَکْفُرْ بِآياتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ سَريعُ الْحِسابِ(آل عمران 19)

دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود؛ و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او می‏رسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است.

ـ وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ اْلإِسْلامِ دينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي اْلآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ(آل عمران 85)

و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق،) آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است.

ـ هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ(التوبة 33)

او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

ـ هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَ کَفي بِاللّهِ شَهيدًا(الفتح 28)

او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادایان پیروز کند؛ و کافی است که خدا گواه این موضوع باشد!

ـ هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ(الصف 9)

او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

ب) برخی از احادیث این موضوع نیز عبارت است از:

ـ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ شَهْرِ بْنِ حَوْشَبٍ قَالَ‏ قَالَ لِيَ الْحَجَّاجُ بِأَنَّ آيَةً فِي كِتَابِ اللَّهِ قَدْ أَعْيَتْنِي، فَقُلْتُ أَيُّهَا الْأَمِيرُ أَيَّةُ آيَةٍ هِيَ فَقَالَ قَوْلُهُ «وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَ‏ بِهِ‏ قَبْلَ‏ مَوْتِهِ‏» وَ اللَّهِ إِنِّي لَأَمُرُّ بِالْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِيِّ فَيُضْرَبُ عُنُقُهُ ثُمَّ أَرْمُقُهُ بِعَيْنِي- فَمَا أَرَاهُ يُحَرِّكُ شَفَتَيْهِ حَتَّى يَخْمُدَ، فَقُلْتُ أَصْلَحَ اللَّهُ الْأَمِيرَ لَيْسَ عَلَى مَا تَأَوَّلْتَ، قَالَ كَيْفَ هُوَ قُلْتُ إِنَّ عِيسَى يَنْزِلُ قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِلَى الدُّنْيَا- فَلَا يَبْقَى أَهْلُ مِلَّةِ يَهُودِيٍّ وَ لَا نَصْرَانِيٍّ إِلَّا آمَنَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يُصَلِّي خَلْفَ الْمَهْدِيِّ، قَالَ وَيْحَكَ أَنَّى لَكَ هَذَا وَ مِنْ أَيْنَ جِئْتَ بِهِ، فَقُلْتُ حَدَّثَنِي بِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع، فَقَالَ جِئْتَ بِهَا وَ اللَّهِ مِنْ عَيْنٍ صَافِيَة./ تفسير القمي ؛ ج‏1 ؛ ص158.          

ـ عن ابن سنان، عن أبي عبد الله (عليه السلام) في قول الله في عيسى (عليه السلام): وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً، فقال: «إيمان أهل الكتاب، إنما هو بمحمد (صلى الله عليه و آله)». البرهان في تفسير القرآن، ج‏2، ص: 199 ح 2834/ [5].

ـ عن جابر، عن أبي جعفر (عليه السلام)، في قوله: وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً. قال: «ليس من أحد من جميع الأديان يموت إلا رأى رسول الله (صلى الله عليه و آله) و أمير المؤمنين (عليه السلام) حقا من الأولين و الآخرين». البرهان في تفسير القرآن، ج‏2، ص: 199 ح 2836/ [7].

ـ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ‏ قَالَ يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا وَلَايَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع بِأَفْوَاهِهِمْ قُلْتُ‏ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ‏ قَالَ وَ اللَّهُ مُتِمُّ الْإِمَامَةِ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِينَ‏ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا فَالنُّورُ هُوَ الْإِمَامُ قُلْتُ- هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ‏ بِالْهُدى‏ وَ دِينِ الْحَقِ قَالَ هُوَ الَّذِي أَمَرَ رَسُولَهُ بِالْوَلَايَةِ لِوَصِيِّهِ وَ الْوَلَايَةُ هِيَ دِينُ الْحَقِّ قُلْتُ‏ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ‏ قَالَ يُظْهِرُهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَدْيَانِ عِنْدَ قِيَامِ الْقَائِمِ قَالَ يَقُولُ اللَّهُ‏ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ‏ وَلَايَةِ الْقَائِمِ‏ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ‏ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ ./ الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص432 ح 91

ـ قَالَ الْمُفَضَّلُ: يَا مَوْلَايَ بَقِيَ لِي‏ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ* مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ يَظْهَرُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ قَالَ: يَا مُفَضَّلُ ظَهَرَ عَلَيْهِ عِلْماً وَ لَمْ يَظْهَرُ عِلْمُهُ عَلَيْهِ وَ لَوْ كَانَ ظَهَرَ عَلَيْهِ مَا كَانَتْ مَجُوسِيَّةٌ وَ لَا يَهُودِيَّةٌ وَ لَا جَاهِلِيَّةٌ وَ لَا عُبِدَتِ الْأَصْنَامُ وَ الْأَوْثَانُ وَ لَا صَابِئَةٌ وَ لَا نَصْرَانِيَّةٌ وَ لَا فِرْقَةٌ وَ لَا خِلَافَةٌ وَ لَا شَكٌّ وَ لَا شِرْكٌ وَ لَا أُولُوا الْعِزَّةِ وَ لَا عُبِدَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ لَا النَّارُ وَ لَا الْحِجَارَةُ وَ إِنَّمَا قَوْلُهُ: لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ* فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ هَذَا الْمَهْدِيُّ وَ هَذِهِ الرَّجْعَةُ وَ قَوْلُهُ: قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ./ الهداية الكبرى ؛ ؛ ص429

ـ الْبَاقِرُ ع‏ فِي قَوْلِهِ‏ إِنَ‏ الدِّينَ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ الْإِسْلامُ‏ قَالَ التَّسْلِيمُ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ بِالْوَلَايَة./ مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏3 ؛ 95

ـ قَالَ الْمُفَضَّلُ: يَا مَوْلَايَ فَمَا تَأْوِيلُ قَوْلِهِ تَعَالَى‏ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؟ قَالَ ع: «هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَى‏ وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ‏ فَوَ اللَّهِ يَا مُفَضَّلُ لَيُرْفَعُ عَنِ الْمِلَلِ وَ الْأَدْيَانِ الِاخْتِلَافُ وَ يَكُونُ الدِّينُ كُلُّهُ وَاحِداً، كَمَا قَالَ جَلَّ ذِكْرُهُ‏ إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ‏[19] وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏ وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ‏[19]». قَالَ الْمُفَضَّلُ: قُلْتُ يَا سَيِّدِي وَ مَوْلَايَ: وَ الدِّينُ الَّذِي فِي آبَائِهِ: إِبْرَاهِيمَ وَ نُوحٍ وَ مُوسَى وَ عِيسَى وَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ هُوَ الْإِسْلَامُ؟. قَالَ: «نَعَمْ، يَا مُفَضَّلُ هُوَ الْإِسْلَامُ لَا غَيْرُ». قُلْتُ: يَا مَوْلَايَ أَ تَجِدُهُ فِي كِتَابِ اللَّهِ؟ قَالَ ع: «نَعَمْ، مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ، وَ مِنْهُ هَذِهِ الْآيَةُ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَى‏ إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام»؛ مفضل گفت آقا تأويل «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‏» چيست؟ حضرت فرمود: تأويل آن اين آيه است: وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ‏. اى مفضل بخدا قسم! اختلاف را از ميان ملل و اديان برميدارد و همه دينها يكى مى‏شود چنان كه خدا فرموده: إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ‏ و هم فرموده: وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ‏ يعنى هر كس دينى جز دين اسلام را بپذيرد هرگز از وى پذيرفته نميشود و او در عالم آخرت از زيانكاران خواهد بود./ مختصر البصائر، ص: 435

[20] إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصّابِئُونَ وَ النَّصاري مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ اْلآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحًا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ(المائدة 69)

آنها که ایمان آورده‏اند، و یهود و صابئان و مسیحیان، هرگاه به خداوند یگانه و روز جزا، ایمان بیاورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین خواهند شد.

[21] وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْکًا وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمي(طه 124)

و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می‏کنیم!»

قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَني أَعْمي وَ قَدْ کُنْتُ بَصيرًا(125)

می‏گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!»

قالَ کَذلِکَ أَتَتْکَ آياتُنا فَنَسيتَها وَ کَذلِکَ الْيَوْمَ تُنْسي(126)

می‏فرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد!»

وَ کَذلِکَ نَجْزي مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ اْلآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقي(طه 127)

و این گونه جزا می‏دهیم کسی را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد! و عذاب آخرت، شدیدتر و پایدارتر است!

[22] رجوع شود به پاورقی 11.

[23] قَالَ الْإِمَامِ الصَّادِقُ ع: «مَنْ أَقَرَّ بِسَبْعَةِ أَشْيَاءَ فَهُوَ مُؤْمِنٌ: الْبَرَاءَةِ مِنَ الْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ، وَ الْإِقْرَارَ بِالْوَلَايَةِ، وَ الْإِيمَانِ بِالرَّجْعَةِ و ...» صِفَاتِ الشِّيعَةِ: 104/ 41.