مادرم زهرا(س) سلام ...

أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ، بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِِّ الْعالَمينَ، وَ تَوَکَّلْتُ عَلَي الله وَ اعتَصَمتُ بِحَبلِ الله

مادر، ای آرام جانم ...! ای عزیز و ای مهربان، ای هستی و وجود من، ای که وجود من از وجود شماست، چه بگویم، زبانم مانده که چه بگویم که در شأن و مقام مادرم باشد. امشب میخواهم از خودمان برایتان بگویم ...

مادرجان! سالها در خواب غفلت بودیم، سالها با بردن نام شما در شب های قدر و شب شهادتتان حالتی عجیب در وجودمان رخ میداد، اما حجابهای دنیا مانع از این می شد که بفهمیم شما که هستید، روزها و شب ها را می گذراندیم تا اینکه صدایی ما را از خواب بیدار کرد؛ ما کبوترها آنقدر سرگرم دانه خوردن بودیم که پرواز را فراموش کرده بودیم، اما این صدا پروازمان داد، مثل سنگی بود که به طرفمان پرتاب شد برای پرواز ...!

تازه فهمیدیم که مادر داریم. چشمانمان باز شد، فهمیدیم که بیهوده خلق نشدیم نمی دانم دارم چه می گویم! این حرفها چیست که دارم به مادر میگویم؟ او که بهتر می داند ...

مادرجان! این حرفها بهانه است تا دغدغه هایم را بازگو نمایم ...

مادر، ای مادر نازنینم، ای مادر مهربان امت! ما را در مکانی و زمانی قرار دادید که ذره ای لیاقت نداریم؛ در زمانه مهدی(عج) و در سرزمین مهدی(عج) و بر دین مهدی(عج) قرارمان دادید ...

مادر، ای مهربانم! در عالم ذر که بودیم به شما قول دادیم و عهد بستیم که یاور شما باشیم نه فقط محب شما! چه کنم که در جامعه ما بوی یاوری به مشام نمی رسد و مایی که آمده بودیم به برپایی ظهور، می گویند منتظر ظهور باشید ...!؟

مادر، ای آرام جانم! ما اینجا دور هم جمع شده ایم که فریاد سر بدهیم که نه! ما نمی خواهیم بخوابیم بلکه می خواهیم بیدار کننده باشیم، می خواهیم حرم شما باشیم، ما قانع نیستیم که حصن شما باشیم! ما می خواهیم سرافراز باشیم نه اهل نجات! ما تبعیت را هم نمی خواهیم ما آمده ایم که حنیف باشیم نه فقط اهل تبعیت ...!

بر بهترین فرزندانتان؛ آدم(ع)، نوح(ع)، ابراهیم(ع)، موسی(ع) و عیسی(ع)، تربیت های خاصی جاری نمودید، می شود به ما هم ارزانی بدارید ...؟ خودتان وعده دادید: «السّابِقُونَ السّابِقُون، أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ، ... ثُلَّةٌ مِنَ اْلأَوَّلين، وَ قَليلٌ مِنَ اْلآخِرين» یعنی بیایید! بشتابید، بابش گشوده است، بیاید و حتی از السابقونِ اولین هم سبقت بگیرید ...، حال که می شود، حال که ممکن است، می خواهیم، اما چه کنیم؟ دستانمان می لرزد، پاهایمان توان ایستادن ندارد، زبانمان جنبشی ندارد ...، هیچ نداریم ...! اما ...! اما نگاهمان به دستان پر مهر محبت شما دوخته است، یادمان هست که همیشه با نگاه با بچه های غریبتان تکلّم می نمودید، ما هم غریبیم، می شود مادرانه همچون همیشه این منت بزرگ را بر ما بنهید ...؟ ما که هیچ نداریم به سراغ شما آمده ایم، عطا کنید که بزرگترین خواسته های ما پیش لطف و کرم شما کوچکترین است ...

ای مهربانتر از هر پدر و مادر! دستانمان حقیر، اما آرزوهایمان عظیم است؛ می خواهیم یاورانی برای امام(ع) باشیم که در عاشوراهای پیش رو، زمانی که حضرت زینب(س) نگاه کرد بار دیگر بفرمایند: «ما رأیت الا مهدیّا»؛ چیزی جز مهدی(عج) نمی بینم ...

ای همه وجودم، مادر ...! فرزند غریب و مظلومتان، امام حسین(ص) فرمود: «هر کس می خواهد جانش را برای ما فدا کند و به لقاء الله برسد، با ما همراه شود ...»، نفرمود که فلانی تو بیا، فلانی تو نیا، بلکه فرمود ای زهیر و ای حر حتی تو هم بیا ...! اصلاً همه بیایید ...! ما هم به این امید همره کاروان شدیم، چرا که شما قافله سالار هستید و شما امیر و آذوقه رسان هستید ...!

ای همه هستی من، مادر ...! فرمودید: «شیعتنا من شعاع نورنا»؛ شیعیان شما شعاع های انوار خورشید وجود شما هستند! که به هرجا که بخواهید نورافشانی کنید آنها را ساطع می نمایید، آنها را روانه می کنید و نور امامت، ولایت، امارت، هدایت و ... خویش را جریان می دهید ...، مادرجان! خورشید آخرالزمانی شما؛ مهدی(عج) شعاع نوری ندارد، شیعیان درخشنده ای ندارد، مجرای نور ندارد، یاوری ندارد تا نورافشانی و سپس طلوع کند، بلکه افسوس در پس ابرهای حجاب گونه محبین خویش در غیبت است ...، آمده ایم تا اگر شما قبولمان بفرمایید، مجرای نور خورشید آخرالزمان قرارمان دهید ...،

شما نور شویم تا شیعتنا من شعاع نورنا شویم همان گونه که خودتان وعده داده بودید.

فاطمه جان، مادر مظلومه ام، ای عزیز من، فرمودید: «... فسوف یاتی الله بقوم یحبهم ویحبونه ...»، آیا زمان اعمال این آیه نرسیده؟ ما که به شوق و امید تحقق این آیه پا به میدان گذاشتیم پس ما را از بهترین مصادیق این قوم قرار ده!  شک نداریم که برای مهدی(عج) خلق شده ایم، دست بر نخواهیم داشت ...؛ «یا فاطر بحق فاطمه(س)» عطا کن ...، «یا فاطمه(س) به حق مهدی(عج)» عطا کن ...، ببخش در راه مهدی(عج) فاطمه حنیفیت را، ببخش برای برپایی ظهور مهدی(عج) سمع و بصر را، ببخش برای نصرت مهدی(عج) علم و حکمت را ...

مادرجان ما را بهترین مَظهر و مُظهر این مفهوم عظیم قرار ده که «از فاطمه(س)، با فاطمه(س)، برای مهدی فاطمه(س)» ...

می نگارم، اما گویی شبنم اشک جوهر قلمم شده و در سیلاب خویش به سوی آغوش مهربان شما حرکتم می دهد ... می دوم و بلکه می تازم به سوی شما تا هر چه می خواهی عطایم کنی ...

 

«اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحمَّدٍ وَ آل مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم»