در حضور یار...
عذر می خواهم که ادعای زیاد دارم. در مقابل تو اظهار وجود می کنم. در حالیکه خوب می دانم
وجود من زاییده اراده من نیست و بدون خواسته تو هیچ و پوچم.
عجیب آنکه از خود می گویم خواهش دارم و آرزو می کنم.
خدایا تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم.
....تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم.
...تو مرا آه کردی که از سینه زنان بیوه و دردمندان به آسمان صعود کنم.
...تو مرافریاد کردی که هر چه بیشتر ورساتر حق را در برابر جباران اعلام نمایم.
...تو تار و پود وجود مرا با درد سرشتی.
تو مرا به آتش عشق سوختی.
...تو مرا در طوفان حوادث پرداختی. در کوه غم و درد گداختی.
...تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کوره فقر و حرمان و تنهایی سوزاندی.
خدایا... تو به من پوچی لذات زود گذر را نمودی. ناپایداری روزگار را نشان دادی.
لذت مبارزه را چشاندی. ارزش شهادت را آموختی.
خدایا تو را شکر می گویم که از پوچی ها و ناپایداری ها و خوشیها و قید و بند ها آزادم نمودی.
و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها کردی و در غوغای حیات در مبارزه با ظلم و کفر
غرقم نمودی و مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی. فهمیدم سعادت حیات در خوشی و آرامش
و آسایش نیست. بلکه در درد و رنج و مصیبت, مبارزه با کفر و سرانجام شهادت است.
خدایا تو را شکر می گویم که اشک را افریدی که عصاره حیات انسان است.
وانگاه که در اتش عشق می سوزم و یا در شدت درد می گدازم ویا در شوق زیبایی و ذوق
عرفانی آب میشوم و سراپای وجودم روح میشود, لطف می شود, عشق می شود, سوز می شود
و عصاره وجودم به صورت اشک آب میشود و به عنوان زیباترین محصول حیات – که وجهی
به عشق و ذوق دارد و وجهی به غم ودرد- در دامان وجود فرو می چکد.
اگر خدای بزرگ از من سندی بطلبد قلبم را ارائه خواهم د اد و اگر محصول عمرم را بطلبد
اشک را تقدیم خواهم کرد.
دکتر مصطفی چمران
سلام این وبلاگ صرفا جهت اشاعه فرهنگ مهدوی ایجاد شده و هیچکدام از مطالب حتی یک کلمه مربوط به اینجانب نبوده و حقیر فقط مطالب را جمع آوری نموده ام انشا الله که مورد قبول حضرت حق قرار بگیرد التماس دعا.